سلامت اجتماعی
سلامت اجتماعی از مسایل مهم و عمدۀ تمامی جوامع مدرن بشری است . به همین دلیل ، شناخت و بررسی این موضوع که مسائل اجتماعی چرا و به چه علت به وجود می آید و راههای مبارزه با آن کدام است بسیار جالب است . خانواده یکی از عوامل مهم است که می تواند در پیشگیری از مسائل اجتماعی و اختلافات روانی نقش بسیار عمده داشته باشد . بنا به هر دلیل ممکن است اعضای خانواده تعادل خود را از دست بدهند که ناسازگاریهای اعضای خانواده حاصل این عدم تعادل خواهند بود . خانواده بنا به دلایلی مانند بی سوادی ، فقر فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ، بعد خانواده و وضعیت ازدواج ، مسائل شغلی ، ساعات کار ، مهاجرت ، پیچیدگی روابط صنعتی ، بی اعتقادی ، در خلاء قرار گرفتن و تهي شدن ، دچار انحطاط و اختلال می شود. عواملی که بعضی از آنها عنوان شد خانواده را دچار انزوا طلبی و جدایی گزینی می کند و ارتباطات عاطفی اعضای خانواده را مورد تهدید قرار می دهد. به هم ریختن روابط در خانواده و پیوندهای عاطفی زن و شوهر کودکان را تحت تأ ثیر قرار داده ، محیط آن خانواده را برای بروز مشکل مساعد می سازد. برای تحکیم هر چه بیشتر خانواده باید زن و شوهر در خلوت نقاط مثبت و مشترک یکدیگر را از نظر بگذرانند تا به دلایل علاقه به یکدیگر، واقف شوند، ببینند این دلایل تا چه اندازه عمیق ، جدی یا سطحی و زود گذرا است. ارتباط و درد دل زن و شوهر با یکدیگر و سعی در کشف نقاط مثبت و زوایای ناپیدای شخصیت یکدیگر ، به تحيکم علایق می انجامد . فقر عاطفی و بی توجهی به یکدیگر از مهمترین دلایل تنوع طلبی و دلبستگی های زود گذر طرفین است با توجه به آنچه گذشت نقل چند اظهار نطر مناسب می نماید.
آمبروز بیرس [1]در بارۀ ازدواج می گوید : ازدواج اجتماعی است مرکب از یک آقا و یک خانم و دو برده که بر روی دو نفر به حساب می آیند . ایبسن[2] می گوید : ازدواج چیزی است که تمام افکار آدم را به خود مشغول می دارد . تنیسون[3] دربارۀ ازدواج می گوید ازدواج ها در بهشت انجام می شود، لکن اکثر مردان که ازدواج کرده اند با من هم عقیده خواهند بود که ازدواج بیشتر آن چیزی است که باید در این کره خاکی وجود داشته باشد و هر یک ازما دربارۀ چگونگی آن نظرات خاصی داریم. (قاضی ، سرمد.1369)
موريس دبس و هانری پیرون (1368) در رابطه با خانواده می گویند « در حقیقت ساختمان خانوادگی کامل اساساً به رفتار عمیق زن و شوهر نسبت به یکدیگر مر بوط است مواردی دیده شده است هر یک از زن ها و شوهر ها فقط به این منظور تن به ازدواج داده اند که به مواظبت طرف احتیاج داشته اند ولی هیچ وقت این توجه را به یکدیگر نداده اند
شوستروم(1) [4](1369) مي گويد: در باب اهميت ازدواج سخنها بسيار است. ازدواج سالم ازدواجي است كه گاه و بيگاه به دعواها و تعارضهاي سازنده منتهي شود. چنين ازدواجي يك ارتباط سازنده براي تعارض و رشد ناشي از آن است. عشق به معني فقدان دعوا نيست . افرادي كه به يكديگر عشق مي ورزند و به هم نزديك هستند گاه و بيگاه لازم است با هم دعوا كنند. بسياري از افراد به غلط به اين نتيجه رسيده اند كه در رابطه زناشويي از اظهار احساسات عميق خودشان احتراز نمايند آنها تصور مي كنند كه بايد منطقي و عقلاني رفتار كنند يعني به جاي آشكار ساختن احساسات سعي كنند با برهان و دليل يكديگر را قانع سازند.(قاضی، سرمد.1369)
تقدس و معنويت ازدواج عظمت پيوند آنرا مي رساند كه ازدواج واقعاً روي يك بنياد الهي قرار گرفته است و بر طبق
قوانين بوجود آمده كه بايد مقدس به شمار آيد. اگر در زندگي انساني نفوذي وجود دارد كه بتوان آن را الهي خواند همين حالتي است كه ذهن و قلب مرد و زن ازدواج را فرا مي گيرد. پيوند مقدس عشق قدرتي است بس عظيم . محبت يگانه راه حل جميع مسائل ازدواج است و محفوظ نگاه داشتن محبت يگانه راه تضمين سعادت . براي حفظ و نگهداري سعادت زناشويي محبت به طور مطلق لازم مي باشد . بدون يك عشق ژرف و قوي ، ازدواج واقعي وجود نتوان داشت و بدون محبت ممكن نيست روابط نزديك زناشويي مرتبط به آن به طرز صحيح و يا رضايتبخش ادامه پيدا كند. محبت يك نيروي تقويت كننده و يك قدرت جذاب است كه هر يك از دو طرف را مجذوب همديگر مي سازد. لذا نخستين چيز لازم براي دائمي ساختن خوشي ها و لذتهاي مربوط به ازدواج واقعي آن است كه دانش كسب كنيم كه براي حفظ و نگهداري محبت و جذبه اي كه مرد و زن نسبت به هم دارند لازم مي باشد . لازمه ازدواج داشتن شناخت زن از مرد و مرد از زن و ابعاد مختلف مي باشد بستن پيمان بين زن و مرد مقدماتي بايد انجام شود. اهميت دادن به شناخت قبل از ازدواج و پي بردن به روحيات و شخصيت و خلق و خو كمكي بس بزرگ در اين راستا خواهد بود. با رعايت اين مهم پيوندها محكمتر و با دوامتر و سعادت خانواده ها بيشتر تضمين خواهد شد به بيان ديگر براي جلوگيري از شكاف عاطفي بايد زن و شوهر به نيازمندي هاي روحي يكديگر آشنا باشند
لازم به توجه و دقت هست كه به طور كلي زناشويي، ازدواج دو شخصيت است، با حفظ نسبي استقلال هر يك از زن و شوهر ، براي همكاري متقابل ،نه انحلال يك شخصيت، بخاطر تكميل خواسته هاي ديگري. مفهوم و مقصود زناشويي در طي قرنها و در تحت شرايط مختلف اقتصادي ،اجتماعي، جغرافيايي و غيره آن پيوسته دست خوش تغيير و تحول بوده و با عوامل و نيازمندي هاي گوناگون در آميخته است. ليكن امروزه مفهوم زناشويي و ازدواج با شرايط قرن حاضر، براساس محبت، همكاري ، همراهي، تفاهم ، تكميل، گذشت و فداكاري متقابل و
زندگي مشترك زن و شوهر استوار است. مفهوم جديد زناشويي با توجه به حفظ نسبي استقلال شخصيت زن و شوهر و امكان رشد و تعالي و ارضاء نيازمندي هاي مشروع و متقابل هر يك از آنها تكوين يافته است. زناشويي با مفهوم خاص امروزي آن مساوي با انتخاب نوكر يا كلفتي دلسوز و مهربان نيست اگر چه وجود همسري متناسب و با محبت موجب رفع ناراحتي هاي دوران تجرد مي گردد ليكن به زناشويي نمي توان تنها به خاطر ايجاد نظم و ترتيب در خانه و روشن ساختن اجاق آشپزخانه تن در دارد . در حيات زناشويي خرسندي خاطر و رضايت و تحليل طرفين شرط است. علت اكثر نابسامانيها در زناشويي هاي كنوني نتيجه توجه به احساسات و تمايلات و اغراض يك طرفه و خود پرستانه است
- محمدیان، لادن.(1373). بررسی رابطه مشکلات خانوادگی والدین با مشکلات خانوادگی فرزندان آنها (مقایسه مشکلات خانوادگی نسل اول با نسل دوم). پایان نامه کارشناسی ارشد.دانشگاه تربیت معلم تهران.
- قاضی، قاسم. سرمد،غلامعلی. (1369). روانشناسی انسان سلطه جو. نوشته شوستروم، اورت. تهران انتشارات سپهر.
- ثنايي ذاكر، باقر. (1375). ازدواج، انگيزه ها، پرتگاه ها و سلامت آن.پژوهشهاي تربيتي ، شماره ششم
- آسوده، محمد حسین. سجادی، سید حسین.(1387).بررسی رابطه مشکلات خانوادگی والدین با مشکلات خانوادگی فرزندان آنها.دانشگاه تهران. منتشر نشده.
- حسینیا، احمد.(1360).خانواده و نقش آن در تربیت. تهران. انتشارات آگاه.
- long, L.& young G.(2006). Counseling and therapy for couples, ca:thomson brooks/cole pub.
محمد حسين آسوده-کارشناسي ارشد مشاوره خانواده