تبليغاتX
انجمن علمی دانشجویی مشاوره دانشگاه تهران
هفتمين سمينار انجمن مشاوره ايران
7th seminar of
Iranian Counseling Association
هفتمين سمينار انجمن مشاوره ايران در تاريخ 22 آبان 1386 (با تمركز بروضعيت مشاوره در كشور) با همكاري دانشگاه تربيت معلم‘ دانشگاه آزاد اسلامي (واحد رودهن)‘ دانشگاه الزهرا‘ دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم‘ تحقيقات و فناوري‘ و كميسيون مشاوره خانواده و سازمان نظام روانشناسي و مشاوره ایران در دانشگاه تربيت معلم برگزار مي شود./ث
7th seminar of "Iranian Counseling Association" with focus on Counseling Situation in Iran will be held on 13 November 2007 in Tarbiat Moalem University in Tehran
P.O. Box 15745-1138, Tehran, Ir
تهران: صندوق پستي 1138- 15745
Telephone: 0912-219-6043 -- Fax: 021-8883-0228
فراخوان مقاله براي اين سمينار در دانشگاههاي عمده كشور نصب شده است. علاقمندان چكيده مقاله خود را تا 31/3/1386 و كامل آن را تا 20/6/1386 به صندوق پستي فوق ارسال نمايند.

با تشکر از مدیر وبلاگ اعتماد (مشاوره و روانشناسی)

+ نوشته شده توسط مشاور در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 20:18 |

خلاقيت مى تواند به وسيله معلمان در دانش آموزان شكوفا گشته و يا از بين برود. بنابراين، بايد محيط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقيت دانش آموزان فراهم آورد.
كارل راجرز در اين زمينه مى نويسد: «روشن است كه خلاقيت را نمى توان با فشار ايجاد كرد، بلكه بايد به آن اجازه داد تا ظهور كند. همان گونه كه زارع نمى تواند جوانه را از دانه بيرون بياورد، اما مى تواند شرايط مناسبى براى رشد دانه فراهم آورد. در مورد خلاقيت هم همين شرايط صادق است. بايد زمينه اى مساعد براى رشد و توسعه خلاقيت فرزندان و دانش آموزان فراهم آورد. از جمله تجربيات من در روان شناسى اين است كه مى توان با فراهم كردن امنيت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقيت سازنده را افزايش داد.»[5
وظايف يك معلم در پرورش خلاقیت بدين شرح است:

1. دانش آموزان را به داشتن ايده هاى بكر و نو تشويق نمايد; ايده هايى كه كموبيش براى خود آن ها بكر است. ضمن پذيرش ايده هاى بكر، زمينه ابراز آن ها را فراهم كند. مثلاً، مى توان از دانش آموزان خواست كه به جاى ارائه گزارش ساده از يك كتاب، آن را شخصاً ارزيابى كرده و هر نظرى كه درباره آن دارند بيان كنند و يا اين كه فصلى از فصل هاى سال را توصيف كنند به طور كلى، نقاشى هاى آزاد، مقاله نويسى و نگارش داستان هاى كوتاه، زمينه ايده فرد و تفكر خلاق در دانش آموزان را بهتر فراهم مى كند.7

2. مطالب درسى را به صورت مسأله و معما براى شاگردان طرح كند; مطالعه كتاب و يا گوش دادن به سخنان معلم، از بركردن حقايق علمى و تاريخى رشد قوه ابتكار شاگردان را به دنبال ندارد. معلم به جاى بيان مطالب درسى يا ذكر حقايق. علمى، بايد دانش آموزان را به طرح مسائل ترغيب كند.

3. معلم بايد به دانش آموزان اجازه دهد تا مسائل، نظرات و ايده هاى خود را اعلام نمايند و اين ايده ها را روى تخته كلاس درس نوشته و پس از طرح مسائل و ايده هاى خود به آنان اجازه دهد كه اين مسائل را نقد و بررسى نموده و مورد آزمايش قرار دهند.

+ نوشته شده توسط مشاور در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 10:46 |

راز شكوفايي نيروهاي واقعي و دروني خود اين است كه براي خود اهدافي را تعيين كنيم كه به اندازه ي كافي مهيج بوده و منبع الهام در زندگي باشند. يكي از بهترين راههاي غني سازي زندگي خود ' وسعت بخشيدن به گستره ي احساسات است.

 راز موفقيت آن است كه بدانيد چگونه از نيروهاي رنج و نفرت استفاده كنيد و نگذاريد كه اين نيروها شما را در اختيار بگيرند . اگر چنين كنيد ' بر رنج زندگي خود مسلط خواهد شد.در غير اين صورت زندگي بر شما مسلط خواهد شد. سر نوشت هر كس در لحظات تصميم گيري شكل مي گيرد. تصميم هايي كه امروز و هر روز گرفته مي شوند ' وضع امروزي و سال هاي آتي را شكل مي دهند.

فلسفه ي من اين است كه بايد " غول را قبل از اينكه بزرگ شود ' از بين برد " لذا بهترين زمان براي پرداختن به هيجانات منفي ' زماني است كه احساس آنها را مي كنيد. باور كنيد كه لياقت به دست آوردن آنچه را كه در جست و جويش هستيد ' داريد

ravanshenasyy.persianblog.com/ . otagh_6@yahoo.com

+ نوشته شده توسط مشاور در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 18:45 |

روانشناسی کودک

کودکان و پرخاشگری
یکی از دلایل عمده ای که باعث پرخاشگری و گاه حتی فراتر رفته و تبدیل به شکستن هنجار ها و بزهکاری می گردد سرزنش و نکوهش های بسیار والدین در دوران کودکی و نوجوانی می باشد.سرزنش هایی که در انتها باعث از بین رفتن اعتماد بنفس کودکان نسبت به عملکرد خود می گردد و بهمین منظور دائم تلاش می کنند تا بجای برآورد و بیان خواسته های خود به خواسته های دیگران توجه کنند چون آموخته اند که عملکرد ایشان اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته و ناگزیر برای بدست آوردن نوازش از جانب والدین و نزدیکان خود می بایست اینگونه عمل کنند. متاسفانه این عملکرد والدین در بسیاری مواقع با شکست روبرو می گردد زیرا هنگا میکه کودک کاری مورد انتظار را انجام می دهند، ولی نوازش دریافت نمی کند احساس می کند که به او خیانت شده است. بهمین دلیل بعدها او دچار مشکل شده و راه حل را در گرفتن انتقام با شکستن هنجارها و یا پرخاشگر می گردد. در اینجا نمونه هایی از این موضوع در زیر ارائه شده است.
 

نـــوازش داده نمی شوند تا کــــودک زیاد لوس نشود
چون نوازش دریافت نمی کنند، یاد می گیرند که بعدها در زندگی نیز آن را قبول نکنند .
 
موفقیتهای کودک فهمیده نمی شود، و لذا بحساب نمی آید. 
تـــو هیچـــوقت کــــاری را درست انجام نمــــی دهــــی به عبارت دیگر آنطور که من می خواهم انجام نمی دهی.
ســـــرقت نــــوازشهـــــا
 کودکان موقعی یاد می گیرند که از صمیم قلب بگویند متشکرم که بشنوند والدینشان از صیمیم قلب بگویند: متشکرم.
 
 

 درمان‌ پرخاشگری در کودکان
براي‌ درمان‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ اولين‌ گام‌ اينست‌ كه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ آنها و علت‌ آنرا براساس‌ توضيحاتي‌ كه‌ ارائه‌ شد شناسايي‌ كنيم و پرخاشگري‌ را به‌ صورت‌ موردي‌ برطرف‌ نماييم.
۱- در مورد كودك‌ پرخاشگري‌ كه‌ الگو پذيري‌ عامل‌ اين‌ گونه‌ رفتار او بوده، بايد روي‌ الگوي‌ كودك‌ كار كرد و راه‌هاي‌ ديگري‌ جز پرخاشگري‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.
۲- اگر پرخاشگري‌ در اثر ناكامي‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بايستي‌ كودك‌ ناكام‌ را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتني‌ كمك‌ كنيم.
۳- در مواردي‌ كه‌ علت‌ پرخاشگري‌ اضطراب‌ است، بايد از نگراني‌ دروني‌ و اضطراب‌ كودك‌ مطلع‌ شويم.
۴- ورزش ‌كردن‌ براي‌ اين‌ كودكان‌ بسيار مؤثر است‌ و باعث‌ تخليه‌ هيجاني‌ مي‌ شود.
۵- در كشمكشهاي‌ دروني‌ بايستي‌ كودك‌ را از حالت‌ دوگانگي‌ خارج‌ ساخت. كمك‌ به‌ كودكان‌ در تصميم گيري، باعث‌ ميشود كه‌ بياموزند به‌ حالتهاي‌ دوگانه‌ دروني‌ خود پايان‌ بخشند.
۶- در پاره‌اي‌ از موارد، كودك‌ افسرده‌ پرخاشگري‌ شديدي‌ از خود نشان‌ مي‌ دهد. در اين‌ ميان‌ لازم‌ است‌ به‌ اين‌ نكته‌ پي‌ ببريم‌ كه‌ او چه‌ چيز دوست‌ داشتني‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ مي ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را براي‌ او جبران‌ كنيم.
۷- در مورد پرخاشگري، شيطنت‌ و مصرف‌ دارو بايستي‌ حتماً با پزشك‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشيم‌ تا كودك‌ از نزديك‌ مورد معاينه‌ قرار گيرد.
۸- هنگامي‌ كه‌ كودك‌ قرباني‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بايستي‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ كنيم‌ و لازم‌ است‌ كه‌ ايشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با كودكان‌ خشونت گرا برخورد كنند؛ و نيز كودكاني‌ را كه‌ قرباني‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهاي‌ خوبشان‌ مورد تشويق‌ و تأييد قرار دهند.
۹- چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ كودك‌ خصمانه‌ است، بايستي‌ كودك‌ را از آزار و اذيت‌ كردن‌ دور كنيم‌ تا مجبور نباشد براي‌ تلافي‌ و انتقام، افراد ديگر را اذيت‌ كند؛ و اگر پرخاشگري‌ از نوع‌ وسيله‌ اي‌ است، بايستي‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را جهت‌ مطرح‌ كردن‌ كودك‌ برگزينيم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ كند.
نتيجــــه‌ گيــــــــــری‌
به‌ طور كلي‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ بيشتر عامل‌ بيروني‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ دروني‌ مربوط‌ مي‌ شود. والدين‌ در درجه‌ اول، بايستي‌ محرك‌هاي‌ محيطي‌ را كه‌ باعث‌ تحريك‌ خشم‌ و ايجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ مي ‌شود شناسايي‌ و سپس‌ براي‌ رفع‌ آن‌ به‌ كمك‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمايند.


آنچه که نبايد به کودکان گفت 
 
۱- گذاشتن اسم روي بچه ها " لال " یا " بچه بد "
اگر کودکان را نامهايي مانند احمق و تنبل و... بناميد باور مي کنند که داراي اين صفات و خصوصيات است. به علت آسيبي که به کاربردن اين نامهاي منفي به شخصيت بچه ها وارد مي کند اعتماد به نفس او از بين مي برد. اگر کودکي به صفت « زشت » ناميده شود ممکن است از حضور در جمع و بازي با ديگران خودداري کند اگر بگوييد:‌ « کمرو» از ارتباط با همسالان و بزرگترها پرهيز مي کند. چه بايد گفت: با جمله اي مثبت توجه بچه را به رفتاري معطوف کنيد که بايد تغيير دهد. « اين اتاق نامرتب و به هم ريخته است » يا « کاغذ و مدادهايت روي زمين پخش شده و بايد جمع شود.»
 
۲- طـــرد کـــردن بچه ها " اي کاش به دنيا نمي آمدي " يا " هيچکس ترا دوست ندارد "
طرد کردن بچه ها نشان دادن نفرت يا تمايل به جدايي از آنهاست. براي يک کودک دوست داشته نشدن از طرف فردي که او را به دنيا آورده به معني دوست نداشتن از طرف همه افراد است. آنچه که يک کودک بايد بداند اين است که پدر و مادر بدون هيچ قيد و شرطي دوستش دارند. چه بايد گفت: هر روز با او گفتگو کنيد و بگوييد « دوستش داريد » و در آغوشش بگيريد.
منفــــي بافــي " لياقت چيزي را نداري يا جات تو زندونه "
بچه ها با کلمات و جمله هايي که به آنها مي گوييم، بزرگ مي شوند يک پژوهشگر با عده اي زنداني گفتگو و مصاحبه کرد. از آنها پرسيد که به چند نفر از آنها هنگام بچگي گفته شده که زنداني خواهند شد؟ با کمال تعجب دريافت که تقريباً با پاسخ همه آنها به اين سوال مثبت بود. والدين بايد آينده خوبي را براي بچه ها ترسيم و پيش بيني کنند.
مقصــر داشتن بچه ها هنگام بروز مشکلات " تو دليل دعواي من و پدرت هستي "
مقصردانستن کودک هنگام مشکلات به اين معني است که او به دليل کاري که به ديگران انجام داده اند سرزنش مي شود بچه ها هدف آسان و در دسترس براي به گردن گرفتن تقصير ديگر اعضاي خانواده هستند. اگر بچه ها بايد ياد بگيرند که مسئوليت کارهايشان را به عهده بگيرند ما بايد نمونه اي از مسسوليت پذيري در برابر اشتباهات و ضعف هايمان باشيم. چه بايد گفت: اگر عصباني شديد به محض بدست آوردن خونسردي٬ از کودک معذرت بخوهيد و مثلاً بگوييد:« ببخشيد دعوات کردم امروز خسته بودم. »
انتظارات نابجــا " نمره ات ۱۷ شده پس ۳ نمره ديگر چه شده است تو فقط بايد ۲۰ بگيري."
پدر و مادراني که از فرزندان خود انتظارات بي جادارند آنها را مجبور مي کنند که بهترين بازيکن باشند يا در مدرسه نمره ۲۰ بگيرند. پيامي که پشت اين عمل پنهان شده اين است که تو در مدرسه به اندازه کافي خوب نيستي. داشتن انتظار بي جا تنها اعتماد به نفس کودک را از بين مي برد. چه بايد گفت؟ با تاکيد به نکات مثبت بگوئيد: خيلي عالي است که نمره هاي ۲۰ زيادي در کارنامه ات داري اشکالي ندارد نمره ۱۷ گرفتي چون تو تمام سعي خود را کردي و هر انساني ممکن است اشتباه کند سعي کن اشتباهاتت در آينده کمتر شود لزومي ندارد هميشه و همه کس نمره ۲۰ بگيرند.
مقـــايسه کـــردن " چرا مثل پسرخاله ات نيستي ؟ وقتي به سن تو بروم، دو کيلومتر پياده به مدرسه مي رفتم. وقتي به کودک مي گوييد که رفتارش مثل خواهرش خوب نيست.
تخم حسادت و بددلي را بين فرزندان خود مي کاريد. بچه ها نبايد در خانواده و فاميل مقايسه شوند چون در مقابل خواهران و برادران خود احساس بي ارزشي و بد بودن را خواهند داشت. حتي تعريف مثبتي هم مي تواند همين نتيجه را داشته باشد. وقتي مي گويد: « تو در بازي فوتبال از برادرت بهتري » همان احساس مقايسه و ناسازگاري را بين آنها به وجود مي آوريد. بهتر است بگوييد: تو در بازي فوتبال به اندازه برادرت هنگامي که به سن تو بود خوب هستي. از سال گذشته تا به حال در زبان پيشرفت کرده اي.
شـــرم زدگـــي " بايد از خودت خجالت بکشي. درست مانند يک بچه رفتار مي کني. نمي توانم باور کنم از اين گربه کوچک مي ترسي."
هنگام خجالت٬ کودک٬ احساس مي کند نقص دارد يا بي لياقت است. خجالت کشيدن بيشتر از اين که رفتار او را درست کند موجب از دست رفتن روحيه و تحقير او مي شود. برخي پدرها و مادرها با انگشت گذاشتن روي نقاط ضعف کودک، مانند شب ادراري او را تحقير مي کنند. خجالت زده کردن کودک موجب مي شود که او عوامل تحقيرش را پنهان کند. بهتر است بگوييد: گريه نکن٬ تو ديگر بزرگ شده اي. گربه آنقدرها هم ترسناک نيست.
تهديد کـــردن " اگر نيايي مي روم و اينجا تنها مي ماني. اگر دوباره اين کار را انجام دهي، به پليس مي گويم ترا ببرد."
تهديد گفتن جمله يا کلمه اغراق آميزي است که پدر و مادر به کار مي برند تا کودک را بترسانند مانند اين جملات: « اگر درست رفتار نکني تمام استخوانهايت را مي شکنم » تهديد موجب ترس در کودک مي شود و او احساس مي کند که در محيطي ناامن و پر از دشمن زندگي مي کند. تهديد به تنها گذاشتن کودک برايش بسيار دردناک و سخت است چون او بسيار حساس است و براي نيازهاي اساسي و اوليه زندگي با پدر و مادرش نياز دارد. آنچه بايد گفت: به بچه ها بايد هشدار داد نه تهديد برخلاف تهديد٬ هشدار واقعي و معقول است. با گفتن جمله « اگر .... در نتيجه ...» به او هشدار مي دهيد که نبايد به رفتار بدخود ادامه دهد. مانند « اگر دوباره خواهرت را بزني، ديگر نبايد با او بازي کني.»
+ نوشته شده توسط مشاور در یکشنبه ششم خرداد 1386 و ساعت 18:23 |