(چکیده ا ی از بیانات دکتر فاطمی -استاد دانشگاه بریتیش کلمبیا-در همايش هوش هيجاني در دانشکده روانشناسي وعلوم تربيتي دانشگاه تهران 19/9/85 )
واقعا" با شکوه بود. يک سخنراني بي نهايت جذاب وشنيدني . آرامش واعتماد به نفس در اين مرد موج مي زد.سعي مي نمود هر جمله اي را که بيان مي کند،با آوردن مثال،يا يک بيت شعر،و… براي درک بهتر خوانندگانش تسهيل نمايد.ودر اين بين دستان کم توان من تنها توانست بخشي ا ز تراوشات فکري ودانسته هاي علمي ايشان را به رشته ي تحرير درآورد. در زير چکيده اي از سخنراني ايشان را مي خوانيد:
در يک تقسيم بندي کلي ،ذهن بدان معني که در بين روانشناسان رايج است،به دو بخش ذهن عقلي وذهن تجربي تقسيم مي شود. ذهن عقلی دانسته هاي فرد را در بر مي گيرد و ذهن تجربي که موضوع بحث ما نيز هست ،به تجارب فرد در طول زندگي مربوط مي شود.ذهن تجربي را مي توانيم با عباراتي چون هوش اجتماعي،هوش عملي وبويژه هوش هيجاني تعريف کنيم .
ذهن تجربي رويدادها وياد گيري ها را به طور مستقيم تجربه مي کندو به هر اندازه که تجربه ي فرد بيشتر آکنده ازمو لفه هاي احساسي وهيجاني باشد ،تاْثير آن نيز به همان اندازه بر ذهن تجربي بيشتر مي شود .... بسياري از مشکلات رواني-هيجاني افراد را مي توان بر همين اساس وبا تعريفي درست از هوش هيجاني (همان ذهن تجربي )توجيه دقيق وعلمي نمود.براي مثال کسي که نسبت به ديگران کم محبت است ،به احتمال زياد خود او در دوران کودکي اش مورد بي مهري قرار گرفته است ويامشکل کسي که از صحبت کردن مقابل جمع واهمه دارد.،رامي توان اينگونه بيان کردکه تجارب منفي به جا مانده از دوران کودکي در ذهن تجربي اش با قيمانده است وباعث لغزش هايي درگفتار،رفتار وپندارهاي او شده است.
وقتي که يک روانشناس درکسوت مشاور مي خواهد به فرد در حل تعارض دروني اش کمک نمايد،بايد تا حد لازم از گذشته ي زندگي فردوتجارب منفي وخاطراتي که بر فتار او اثر گذاشته اند،آگاه باشد.مشاور بايد سعي کند با دادن راهنمايي هاي لازم به فرد وآگاه ساختن او از قابليت هاي مثبتش در زندگي ،به افزايش هوش هيجاني او کمک کند .در اين راه مشاور بايد بتواند با نهايت صداقت ،اعتماد مراجع خود رابه دست آورد تا جايي که دو طرف مثل دو دوست با هم راحت باشند وبو يژه اينکه مراجع به مشاور خود اطمينان کامل داشته باشد ودر يک کلام مشاور بايد همدل وهمراز فرد باشدو…همدلي از همزباني بهتر است.
بايد در حال زندگي کنيم…گذشته از دست ما خارج شده است،برآينده نيز تسلط نداريم.از گذشته فقط مي توان با درس گرفتن از تجارب تلخ وشيرينش استفاده نمودواز آينده هم فقط با يک بر نامه ريزي دقيق و منطقي وبا اگاهي از توانايي هايمان حد اکثر استفاده راببريم پس تنها چيزي که داريم همين لحظه ي حال است…وبه قول دکتر فاطمي ((آبتني کردن درحوض آب لحظه ي حال است))....
