تبليغاتX
انجمن علمی دانشجویی مشاوره دانشگاه تهران

      تفکر مثبت

         ذهن آدمي کارگاه توليد فکر است که از منبعي به نام ضمير ناخودآگاه سرچشمه مي گيرد.ضمير ناخودآگاه نمي تواند خوب را از بد ودرست را از نادرست تشخيص دهد ولي چنان قدرتي دارد که اگر از آن غافل شويم مي تواند سرنوشت ما ر ابه دست گرفته و آن را به هر جايي که دوست دارد،ببرد.

      در حقيقت نوع وکيفيت افکار و انديشه ي آدمي سازنده ي نوع وکيفيت زندگي اوست.انديشه ي زيبا و مثبت مي تواند بهشتي در زندگي انسان بسازد ،همچنانکه انديشه ي منفي و ياس آور مي تواند جهنمي در زندگي او خلق کند .انسان ها همان خواهند شد که در انديشه ي آنند،بنابراين آينده ي هر کس در گرو چگونگي نگرش او به زندگي است.

       موفق ترين انسان ها کساني هستند که توانسته اند در ذهن خود انديشه هاي مثبت داشته باشند،آنان که مي پندارند قادر نيستند،در واقع مثبت نگري را کنار گذاشته و بر جنبه هاي منفي وقاع تمرکز کرده اند.

       افکار مثبت ،افکاري سازنده وانرژي بخش هستند که بر اثر تلقين،تکرا وتمرين به ذهن راه مي يابند و در اين صورت کنترل فکر در دست فرد است ،در حاليکه افکار منفي افکاري بازدارنده ومخرب اند که وقتي به ذهن راه مي يابند ،به سرعت تمام ذهن را اشغال مي کنند.در اين حالت فرد در اختيار افکار منفي خود قرار دارد.

راهکارهايي براي ايجاد تفکر مثبت

- سعي کنيم در گفتار و برخوردهاي روزانه ي خود از کلمات وجملات مثبت استفاده کنيم،مثلا در ملاقات با ديگران به جاي استفاده از عبارت خسته نباشيد که داراي بار منفي است والقاي خستگي مي کند،بگوييم خداقوت يا شاد باشيد و...

-هرروز صبح که از خواب بيدار مي شويم با نگاه کردن به منظره ي يک تابلوي نقاشي زيبا و يا اسم هاي خدا روز خود را با نشاط وخوش بيني شروع کنيم

-به قدرت بي کران خدا ايمان داشته باشيم و با خود تکرار کنيم که من لياقت بهترين ها دارم و با لطف خدا به آنها خواهم رسيد.

-در تعريف افراد خانواده ويا دوستان از کلمات مثبت و روحيه بخش استفاده کنيم .

-از چشم وهم چشمي و حسادتي که باعث ايجاد افکار منفي مي شونددوري کرده وسعي کنيم روش زندگي خويش را خودمان انتخاب کنيم.

-هرگز شعار خواستن توانستن است را فراموش نکنيم و بدانيم که در سايه ي سعي و تلاش به آنچه بخواهيم مي رسيم.

-ازخود انتظار بيش از حد نداشته باشيم  وخود ار همه فن حريف ندانيم و از کمال گرايي مطلق خودداري کنيم.

-از انزوا و گوشه گيري که باعث ايجاد افکا منفي مي شود،دوري کرده و اوقاتمان را در جمع خانواده و دوستان سپري کنيم.

-ممکن است در رختخواب افکار منفي به سراغمان بيايد ،تا خسته نشده ايم به رختخواب نرويم.

-خنديدن را فراموش نکنيم.

      اجراي راهکارهاي تقويت مثبت هيچ هزينه اي ندارد و به سن وسال افراد نيز مربوط نمي شوند.فقط بايد اين شعار را فراموش نکنيم:اگر افکارمان را کنترل کنيم،زندگي مان متحول متحول مي شود.

      کوتاه سخن اينکه موفق ترين انسان ها کساني هستند که توانسته اند در ذهن خود انديشه هاي مثبت داشته باشند.

مطلب از:زهرا اکبري(اصل مطلب در نشريه موج مثبت)

 

+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:16 |

     مصاحبه با دکتر ثنائي(بخشي از نشريه موج مثبت –نشريه انجمن علمي دانشجويي مشاوره دانشگاه تهران)

    در مصاحبه ي اين شماره ، از مردي خواهيم نوشت كه نامي آشنا و رد پايي ژرف در پهنه ي علم روانشناسي و مشاوره دارد. كسي كه به گرمي پذيراي ذهن تشنه ي ما شد ومختصري از درياي تجربه ي خودرا در اختيار ما گذاشت.مطالبي که در زير مي آيد،ماحصل مصاحبه ي ما با دکتر باقر ثنائي است كه روز دوشنبه 9/2/1387 ساعت 6 بعد از ظهر انجام گرفت،در اين مصاحبه ي کوتاه سخناني زيبا و خواندني از ايشان شنيديم كه شما را هم به خواندن آنها دعوت مي كنيم.

سؤال اول : سؤال اولمون يه سؤال هميشگيه، يعني تا حدي تكراريه ولي خوب هميشه هم طرفداراي خودشو داره ؛ بنا براين ماهم اين سؤال رو مطرح مي كنيم،يه بيوگرافي مختصر از خودتون براي خوانندگانمون ارائه بديد.

       دكتر ثنايي : من متولد شهر مشهد هستم وديپلمم را در رشته ي رياضي گرفتم.در اولين سال تأسيس رشته ي مشاوره در ايران به دانش سراي عالي تهران(تربيت معلم كرج) راه يافتم. براي ادامه ي تحصيل در مقطع كارشناسي به دانشگاه تهران امدم، سپس از طريق دانشگاه تربيت معلم براي ادامه ي تحصيل در آمريكا بورسيه شدم.البته همسرم نيز مدرك كارشناسي ارشد را در رشته ي مشاوره گرفت ولي براي مقطع دكترا تغيير رشته داد. مشاوره را خيلي دوست دارم چون در اين رشته خيلي زحمت كشيدم. از زندگي ام هم راضي هستم.

سؤال دوم: چرا شما را در دانشگاه تهران نمي بينيم ؟ 

      دكتر ثنايي : عرض كردم تحصيلاتم را در مقطع ارشد در دانشگاه تهران گذراندم وحتي سابقه  تدريس دراين دانشگاه را دارم، ولي چون توسط تربيت معلم بورسيه شدم ، وابستگي من به آنجا بيشتر است. هرچند كه شخصاً براي تدريس در دانشگاه تهران نيز مشكلي ندارم.

  سؤال سوم : وضعيت و جايگاه فعلي مشاوره را در ايران چگونه مي بينيد؟

      دكتر ثنايي : اگر منظورتان خود رشته باشد، وضعيت مناسبي دارد البته نبايد منسب را معادل عالي بگيريم. واگر منظورتان تربيت مشاور باشد، در مقايسه با كشورهاي آسيايي، شوروي سابق و حتي بعضي از كشورهاي اروپايي خوب عمل كرده ايم. هرچند در مقايسه با آمريكا، كانادا و اروپاي غربي به روز نيستيم.

    مادر زمينه ي مشاوره بعد از جنگ پيشرفتمان آنچنان كه بايد نبوده و روال تقريباً يكنواختي راطي كرده ايم. البته در مجموع بد نيستيم و پيشرفت هايي نيز داشتيم.

  سؤال چهارم: شما دروسي را كه در رشته ي مشاوره تدريس مي شوند، كافي مي دانيد؟چه سازماني اين دروس را مشخص مي كنند؟

       دكتر ثنايي : دروس مشاوره در شوراي عالي برنامه ريزي مشاوره به سرپرستي دكتر نوراني پور از اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي، دكتر احمدي از دانشگاه اصفهان، دكتر شفيع آبادي از دانشگاه علامه و خود بنده و با حكم شوراي انقلاب فرهنگي تنظيم مي شوند. اين دروس براي مقطع كارشناسي، كارشناسي ارشد، در4 رشته و دكتري در 1 رشته برنامه ريزي مي شوند واين دروس تا امروز نيز تقريباً ثابت مانده اند.فقط تغييراتي اندك درآنها ايجاد شده است. براي اضافه شدن دروس مقررات اجازه نمي دهد چون در اين صورت بايد درسي را حذف كنيم و كم و زياد كردن واحد ها نياز به بودجه دارد. البته امروزه با توقف كار شوراي انقلاب فرهنگي تغيير دروس و برنامه به عهده ي دانشگاه و دانشكده گذاشته شده است ودر قالب پيشنهاد بررسي و در صورت امكان تصويب مي شود. به عنوان مثال، بنده درس مشاوره ي چند فرهنگي را در حال حاضر به دانشگاه تربيت معلم پيشنهاد داده ام كه در حال بررسي است.

  سؤال پنجم : هم اكنون زمزمه هايي مبني بر افزايش ظرفيت كارشناسي ارشد تا 3يا4 ؟  شنيده مي شود، به نظر شما اين كار اصولي است وآن را درست مي دانيد؟

       دكتر ثنايي : البته در اين رابطهپاسخ منطقي نمي توان داد وبه نياز جامعه و تقاضا براي جذب فارق التحصيلان رشته ي مشاوره و كيفيت آموش بر مي گردد. در حال حاضر فارق التحصيلان زيادي در اين رشته و تا مدرك دكتري مشغول به كاروتدريس هستند و اين افزايش ظرفيت به لحاظ تأمين هيئت علمي ونيز براي پيشرفت خود رشته مناسب است البته به شرطي كه اين افزايش كميت به كيفيت آموزش و تربيت مشاوران ماهر لطمه وارد نكند.

  سؤال ششم : اگر شاور يا روانشناسي كارش را به خوبي انجام ندهد وازاصول تخطي كند، چه كسي مسئول رسيدگي به اين موارد در شكايات مراجعان است؟

    دكتر ثنايي : اين موارد در سازمان روانشناسي و مشاوره و در بخش كميسيون تخلفات رسيدگي مي شود كه بيشتر به امور و كارهاي غير اخلاقي افراد خطا كار و نيز ويزيت هاي سنگين آنها مي پردازد. ولي در مورد اين كه مشاوري كار خود را آنطور كه بايد بدهد، مي دهد يا نه، بحث جدايي است واين امر به وجدان كاري فرد برمي گرددو پاسخگوي اصلي اين موارد وجدان مشاور است.

 سؤال هفتم : در مورد خودشناسي كه از مفاهيم مهم در مشاوره است ، صحبت كنيد.

  دكتر ثنايي :     ذات نايافته از هستي بخش     

                      كي تواند باشد هستي بخش

ما اگر خودمان راه را گم كره باشيم ، نمي توانيمبه كسي كمك كنيم. براي رسيدن به خودشناسي فرد بايد در وهله ي اول بخواهد  كه به خودشناسي برسد. من خودم در كلاسهاي خانواده به دانشجويانم مي گويم اگر مي خواهيخودت را بشناسي ، خانواده اي را بشناس، در ارتباطات و گروه ها شركت كن. ببين كجا ودر دامان چه كساني بزرگ شده اي. البته از نظر روانكاو انسان براي خودشناسي به روان كاوي نياز دارد.

خود شناسي راه درازي دارد كه بايد طي شود . . .

 سؤال هشتم: به عنوان سؤال آخر چه توصيه اي براي دانشجويان رشه ي مشاوره داريد؟

  دكتر ثنايي : اگر مي خواهند مشاور خوبي بسازند، بايد خود ا بسازند و اطلاعات خود را افزايش دهند. بايد از استادانشان انتظار كا بيشتر داشته باشند. به صورت عملي فرآيند مشاوره را تمرين كنند وبياموزند و در يك كلام به رشته وفادار باشند وعلاوه بر خودسازي قدمي هم براي پيشرفت رشته ي خود بردارند

  نه دانشجو و نه استاد نبايد بي تفاوت باشند. هم دانشجو وهم استاد بايد به رسالت حرفه اي خود پايبند باشند. ما در حال حاضر در رشته ي مشاوره به نسبت بعضي رشته ها، تعداد مجله ي بسيار كمي داريم، ما فقط دو نشريه ي جانان مشاوره ومشاوره ي شغلي داريم به نظر من در اين رشته عده اي فقط به تنه ي مشاوره چسبيده اند وتمايلي به رشد آن ندارند واز خود مايه نمي گذارند. شما به عنوان دانشجو وظيفه داريد اگر استادي فعاليت نمي كند، در جلسات شركت نمي كند، او را به تحرك واداريد وبه سمت وسوي فعاليت و تحقيق بكشانيد واگر استادي همت مي كند و فعاليت دارد ، بايد از او تقدير و تجليل كنيد.

مشاوره دو رسالت دارد؛ شخصي : اينكه فرد خودش را بسازد  ومشاور خوب و شايسته اي بشود و حرفه اي : يعني تلاش برا ي بهتر شدن رشته، كه استاد دكتر شفيع آبادي مثال خوبي در اين زمينه هستند وبه پيشرفت مشاوره كمك زيادي نمودند.

- آقاي دكتر ممنون از اينكه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.

- خواهش مي كنم، خوشحال شدم كه اين افتخار نصيب من شد كه در خدمت شما باشم.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 11:10 |
 

نامه ي گنجشك به انساني كه دوست داشت پرنده باشد

 خواستم بگويم زياد فرقي نمي كند .من همان گنجشكم همان گنجشكي كه مي خواست آزاد باشد همان گنجشكي كه هر وقت دلش مي گرفت داد مي زد.  پرواز مي كرد و به ظاهر آزاد بود (اما نبود ) .همان گنجشكي كه روزي پرواز كردن را از مادرش آموخت ، آن هم نه براي اينكه كه واقعا  از آن لذت ببرد بلكه به خاطر اينكه  كه خود را از دست حوادثي كه ممكن است در زندگي برايش پيش آيد، برهاند مادرش زمانيكه پرواز را  به او ياد مي داد ، آينده ي سراسر رنج  و مشقت فرزند را مي ديد اما به روي خودش نمي آورد.

        كاش پرواز تنها براي پرواز كردن بود و نه براي رهانيدن خود از دست  حوادث روزگار  من هم آن گنجشكي هستم كه فكر مي كني شادم اما  اينگونه نيست من هم درد و رنج مردم را مي بينم اما نمي توانم چيزي بگويم ما هم مسخره مي شويم  آن هم زمانيكه با كلاغان هستيم آنها به جثه ريز ما مي خندند به  پرواز ما ايراد مي گيرند وهر وقت اراده كنند ما را مي درند ما هميشه براي رفتن آماده ايم اما تا آخرين لحظه  رفتنما ن خبر از رفتن خود نداريم  ما هم  مي ترسيم از اين كه بگوييم چه در دل داريم  چه كه روزگار همين است كلاغ به جثه ي ريز ما مي خندد ما به پر سياه او – اين رسم روزگار است چه بايد بكنيم يك روز بايد پرواز  را ياد گرفت  ويك روز بايد آن را  به ديگري آموخت .  نه من مي توانم پرواز نكنم و نه تو مي تواني راه نروي اين  طبيعت ماست  من پرنده ام وتو انسان تا  به حال فكر كرده اي كه  من در زمستان چه مي كنم؟ چه مي خورم؟ يا چه مي پوشم؟  يا به اين فكر كرده اي كه چرا لانه ام را در بلندي مي سازم ؟

         آري من هم از سرما مي ترسم از بي غذايي فرزندانم مي هراسم از اينكه هر لحظه  خطري مرا تهديد مي كند مي ترسم ومن هم دوست داشتم جايم با تو عوض مي شد  روي زمين راه مي رفتم در كنار جوي آبي مي نشستم و از محيط اطرافم لذت مي بردم . هميشه قبل از پرنده ها آب مي خوردم و هميشه تا  مي آمدم پرنده ها پرواز مي كردتد . من هم دوست داشتم  هر وقت دلم مي خواست به پرنده ها سنگ مي زدم بچه هايشان را اذيت مي كردم يا آن ها را در قفس مي كردم  اما آيا چيزي عوض مي شد ؟نه- هيچ- من انسان مي شدم وتو پرنده و باز همان ترسها  و دلهره ها  . شايد جالب باشد كه  بداني كه عوض شدن جاي ما با مرگ تحقق مي پذيرد . ما براي مردن از آسمان به زمين سقوط  ميكنيم وشما انسان ها هم براي مردن از زمين به آسمان  پرواز مي كنيد وآن وقت است كه هر دو ي ما به آرزوي خود مي رسيم من در زمين خانه دارم  و تو در  آسمان پرواز مي كني  و منزل مي كني براي رفتن بايد رفت ايستادن باعث خستگي بيشتر ما مي شود  و رفتن وتلاش و اميدوار بودن ما را به مقصود مي رساند. نه از كسي برنج ونه دلگير باش ومطمئن باش جز شرمندگي چيزي عايد حسودان نخواهد شد....و اين را بدان که خدا با هردوي ماست...  

دبیر انجمن-کاظم فشتنقی(yekanikazem@gmail.com)
+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 13:54 |
شاید هر کدوم از ما تو خونه یا تو اطرافیانمون  تو خیابون و جاهای مختلف بچه ای رو که موقع صحبت دچار لکنت میشه دیده باشیم در مطلب زیر چند تا توصیه واسه برخورد با بچه ای که دچار لکنته آورده شده

۱)در محاوره با کودک دچار کنت سرعتی نسبتا آرام به کار ببرید و سعی کنید بدون شتاب صحبت کنید

۲)هنگام صحبت کردن با او تماس چشمی برقرار کنید

۳)نسبت به سخنان کودک خود عکس العمل مناسب نشان دهید به طور مثال سر تکان دهید  و لبخند بزنید و از کلماتی نظیر اوهوم استفاده کنید

۴) با قطع کردن صحبت های کودک و تکمیل کردن کلمات برای وی او را دستپاچه نکند چون این کار سبب تحقیر او می شود و به دیگران نیز اجازه ندهیدان کار را انجام دهند

۵)دقت کنید که افراد مبتلا به لکنت در هنگام صحبت با تلفن مشکل تر می توانند گفتار خود را کنترل کنند از این روی در چنین موقعیتی حوصله ی زیادی به خرج دهید

+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 15:55 |
برای داشتن یک زندگی شاد هرگز از پرسش کردن باز نمانید همیشه از خودتان در رابطه با اهدافتان سوال کنید واز خود بپرسید که قصدتان از انجام فعالیتهایتان چیست

هرگز فکر نکنید راهی که در پیش گرفته اید آخرین راه است همواره به دنبال گزینه های جدید باشید

بپذیرید که هر کسی نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود را دارد . به جای فرو ماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یاس و نا امیدی بکوشید بر ضعف هایتان غلبه کنید و با ضعف هایتان دوستی کنید تا بر شما غلبه نکنند

از مطلق گرایی دوری کنید تلاش کنید همواره از هر چیزی به نسبیتی که می توانید بهره بگیرید هیچ کس در زندگی همیشه نمی تواند نمره ی بیست بگیرد ولی می تواند همیشه تمام تلاش خود را به کار گیرد و از نتیجه ی کارش خرسند باشد چه شکست چه پیروزی چون نتیجه ی تلاش اوست

در گذشته توقف نکنید فرو ماندن در گذشته مانندفرو ماندن در سیاهی است باید گذشته را به پرسش کشید و ناپاکی هایش راگرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای ساختن اینده استفاده کرد

دوست داشتن را بیاموزید به مردم و اطرافیانتان عشق بورزید .مهرورزی یکی از راههای شادمانی است شما می توانید بخندیدُبه دیگران کمک کنید به سپاسگزاری بپردازید ُکار کنید و........پس این کار راانجام دهید

 

 

 

+ نوشته شده توسط مشاور در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:58 |
+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:55 |

سلامت اجتماعی

      سلامت اجتماعی از مسایل مهم و عمدۀ تمامی جوامع مدرن بشری است . به همین دلیل ، شناخت و بررسی این موضوع که مسائل اجتماعی چرا و به چه علت به وجود می آید و راههای مبارزه با آن  کدام است بسیار جالب است . خانواده یکی از عوامل مهم است که می تواند در پیشگیری از مسائل اجتماعی و اختلافات روانی نقش بسیار عمده داشته باشد . بنا به هر دلیل ممکن است اعضای خانواده تعادل خود را از دست بدهند که ناسازگاریهای اعضای خانواده حاصل این عدم تعادل خواهند بود . خانواده بنا به دلایلی مانند بی سوادی ، فقر فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی ، بعد خانواده و وضعیت ازدواج ، مسائل شغلی ، ساعات کار ، مهاجرت ، پیچیدگی روابط صنعتی ، بی اعتقادی ، در خلاء قرار گرفتن و تهي شدن ، دچار انحطاط و اختلال می شود. عواملی که بعضی از آنها عنوان شد خانواده را دچار انزوا طلبی و جدایی گزینی می کند و ارتباطات عاطفی اعضای خانواده را مورد تهدید قرار می دهد. به هم ریختن روابط در خانواده و پیوندهای عاطفی زن و شوهر کودکان را تحت تأ ثیر قرار داده ، محیط آن خانواده را برای بروز مشکل مساعد می سازد. برای تحکیم هر چه بیشتر خانواده باید زن و شوهر در خلوت نقاط مثبت و مشترک یکدیگر را از نظر بگذرانند تا به دلایل علاقه به یکدیگر، واقف شوند، ببینند این دلایل تا چه اندازه عمیق ، جدی یا سطحی و زود گذرا است. ارتباط و درد دل زن و شوهر با یکدیگر و سعی در کشف نقاط مثبت و زوایای ناپیدای شخصیت یکدیگر ، به تحيکم علایق می انجامد . فقر عاطفی و بی توجهی به یکدیگر از مهمترین دلایل تنوع طلبی و دلبستگی های زود گذر طرفین است با توجه به آنچه گذشت نقل چند اظهار نطر مناسب می نماید.

      آمبروز بیرس [1]در بارۀ ازدواج می گوید : ازدواج اجتماعی است مرکب از یک آقا و یک خانم و دو برده که بر روی دو نفر به حساب می آیند . ایبسن[2]  می گوید : ازدواج چیزی است که تمام افکار آدم را به خود مشغول می دارد . تنیسون[3]  دربارۀ ازدواج می گوید ازدواج ها در بهشت انجام می شود، لکن اکثر مردان که ازدواج کرده اند با من هم عقیده خواهند بود که ازدواج بیشتر آن چیزی است که باید در این کره خاکی وجود داشته باشد و هر یک ازما دربارۀ  چگونگی آن نظرات خاصی داریم. (قاضی ، سرمد.1369)

      موريس دبس و هانری پیرون (1368) در رابطه با خانواده می گویند « در حقیقت ساختمان خانوادگی کامل اساساً به رفتار عمیق زن و شوهر نسبت به یکدیگر مر بوط است مواردی دیده شده است هر یک از زن ها و شوهر ها فقط به این منظور تن به ازدواج داده اند که به مواظبت طرف احتیاج داشته اند ولی هیچ وقت این توجه را به یکدیگر نداده اند

       شوستروم(1) [4](1369) مي گويد: در باب اهميت ازدواج سخنها بسيار است. ازدواج سالم ازدواجي است كه گاه و بيگاه به دعواها و تعارضهاي سازنده منتهي شود. چنين ازدواجي يك ارتباط سازنده براي تعارض و رشد ناشي از آن است. عشق به معني فقدان دعوا نيست . افرادي كه به يكديگر عشق مي ورزند و به هم نزديك هستند گاه و بيگاه لازم است با هم دعوا كنند. بسياري از افراد به غلط به اين نتيجه رسيده اند كه در رابطه زناشويي از اظهار احساسات عميق خودشان احتراز نمايند آنها تصور مي كنند كه بايد منطقي و عقلاني رفتار كنند يعني به جاي آشكار ساختن احساسات سعي كنند با برهان و دليل يكديگر را قانع سازند.(قاضی، سرمد.1369)

       تقدس و معنويت ازدواج عظمت پيوند آنرا مي رساند كه ازدواج واقعاً روي يك بنياد الهي قرار گرفته است و بر طبق

 

قوانين بوجود آمده كه بايد مقدس به شمار آيد. اگر در زندگي انساني نفوذي وجود دارد كه بتوان آن را الهي خواند همين حالتي است كه ذهن و قلب مرد و زن ازدواج را فرا مي گيرد. پيوند مقدس عشق قدرتي است بس عظيم . محبت يگانه راه حل جميع مسائل ازدواج است و محفوظ نگاه داشتن محبت يگانه راه تضمين سعادت . براي حفظ و نگهداري سعادت  زناشويي محبت به طور مطلق لازم مي باشد . بدون يك عشق ژرف و قوي ، ازدواج واقعي وجود نتوان داشت و بدون محبت ممكن نيست روابط نزديك زناشويي مرتبط به آن به طرز صحيح و يا رضايتبخش ادامه پيدا كند. محبت يك نيروي تقويت كننده و يك قدرت جذاب است كه هر يك از دو طرف را مجذوب همديگر مي سازد. لذا نخستين چيز لازم براي دائمي ساختن خوشي ها و لذتهاي مربوط به ازدواج واقعي آن است كه دانش كسب كنيم كه براي حفظ و نگهداري محبت و جذبه اي كه مرد و زن نسبت به هم دارند لازم مي باشد . لازمه ازدواج داشتن شناخت زن از مرد و مرد از زن و ابعاد مختلف مي باشد بستن پيمان بين زن و مرد مقدماتي بايد انجام شود. اهميت دادن به شناخت قبل از ازدواج و پي بردن به روحيات و شخصيت و خلق و خو كمكي بس بزرگ در اين راستا خواهد بود. با رعايت اين مهم پيوندها محكمتر و با دوامتر و سعادت خانواده ها بيشتر تضمين خواهد شد به بيان ديگر براي جلوگيري از شكاف عاطفي بايد زن و شوهر به نيازمندي هاي روحي يكديگر آشنا باشند

        لازم به توجه و دقت هست كه به طور كلي زناشويي، ازدواج دو شخصيت است، با حفظ نسبي استقلال هر يك از زن و شوهر ، براي همكاري متقابل ،‌نه انحلال يك شخصيت، بخاطر تكميل خواسته هاي ديگري. مفهوم و مقصود زناشويي در طي قرنها و در تحت شرايط مختلف اقتصادي ،اجتماعي، جغرافيايي و غيره آن پيوسته دست خوش تغيير و تحول بوده و با عوامل و نيازمندي هاي گوناگون در آميخته است. ليكن امروزه مفهوم زناشويي و ازدواج با شرايط قرن حاضر، براساس محبت، همكاري ، همراهي، تفاهم ، تكميل، گذشت و فداكاري متقابل و

 

زندگي مشترك زن و شوهر استوار است. مفهوم جديد زناشويي با توجه به حفظ نسبي استقلال شخصيت زن و شوهر و امكان رشد و تعالي و ارضاء نيازمندي هاي مشروع و متقابل هر يك از آنها تكوين يافته است. زناشويي با مفهوم خاص امروزي آن مساوي با انتخاب نوكر يا كلفتي دلسوز و مهربان نيست اگر چه وجود همسري متناسب و با محبت موجب رفع ناراحتي هاي دوران تجرد مي گردد ليكن به زناشويي نمي توان تنها به خاطر ايجاد نظم و ترتيب در خانه و روشن ساختن اجاق آشپزخانه تن در دارد . در حيات زناشويي خرسندي خاطر و رضايت و تحليل طرفين شرط است. علت اكثر نابسامانيها در زناشويي هاي كنوني نتيجه توجه به احساسات و تمايلات و اغراض يك طرفه و خود پرستانه است

  1. محمدیان، لادن.(1373). بررسی رابطه مشکلات خانوادگی والدین با مشکلات خانوادگی فرزندان آنها (مقایسه مشکلات خانوادگی نسل اول با نسل دوم). پایان نامه کارشناسی ارشد.دانشگاه تربیت معلم تهران.
  2. قاضی، قاسم. سرمد،غلامعلی. (1369). روانشناسی انسان سلطه جو. نوشته شوستروم، اورت. تهران انتشارات سپهر.
  3. ثنايي ذاكر، باقر. (1375). ازدواج، انگيزه ها، پرتگاه ها و سلامت آن.پژوهشهاي تربيتي ، شماره ششم
  4. آسوده، محمد حسین. سجادی، سید حسین.(1387).بررسی رابطه مشکلات خانوادگی والدین با مشکلات خانوادگی فرزندان آنها.دانشگاه تهران. منتشر نشده.
  5. حسینیا، احمد.(1360).خانواده و نقش آن در تربیت. تهران. انتشارات آگاه.
  6. long, L.& young G.(2006). Counseling and therapy for couples, ca:thomson brooks/cole pub.

 

محمد حسين آسوده-کارشناسي ارشد مشاوره خانواده

 

 



[1] .Ambrose bierce

[2] .ibsen

[3] .tennyson

[4] .shostrom

+ نوشته شده توسط مشاور در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:50 |
+ نوشته شده توسط مشاور در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:36 |
اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه ی عشق و محبت باشد مرد ها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست داشته باشند

مرد ها دنبال خانمی می گردند که در نظرشان جذاب باشد  

مرد ها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند .اقایون به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزارند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند

مرد ها می خواهند برای خود تشکیل زندگی خانوادگی دهند و به دنبال شریکی هستند که بتواند با او در خانه زندگی کند .خانوم هایی که در محیط های اجتماعی فعالیت می کنند برای مرد ها قابل قبول تر هستند

مرد ها به دنبال خانوم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد

مرد ها به دنبال زنهایی می گردند که خوش مشرب هستند .بعضی از خانوم خیلی سخت گیر بوده و برای جزئیات اهمیت بیش از اندازه قائل می شوند

مرد ها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند

مردها کسی را می خواهند که همراه و پشتیبانشان باشد

مرد ها از خانوم های عصبی که تمام مدت داد و فریاد می کشند خوششان نمی آید

مرد ها از خانوم هایی که آنها را به چالش وا می دارند خوششان می آید و دوست می دارند که خانم ها آنها را در انتظار بگذارند

معمولا آقایون در مسائل جنسی اندکی خود دار تر از خانوم ها هستند

مرد ها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد  تعهد مثل یک خیابان یک طرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود

مرد ها دوست ندارند که تنها زندگی کنند

 

+ نوشته شده توسط مشاور در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:50 |
 

رنگ چشم سبز:

رنگ چشم سبز نشان دهنده ی ان است که صاحبان آن شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده  و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند. ودر کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را صرف کنند.

رنگ چشم آبی :

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده  و شخصیتی حساس و عمیق دارند  این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند  وبه همین نسبت جرات و شجاعت ویژه ای هم به خرج می دهند.قابل توجه است بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.

رنگ چشم مشکی:

صاحبان چشمان مکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند  و همچنین بسیار دست و دل باز هستند   بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند.این افراد همچنین  دارای خلق و خوی  اجتماعی و احساساتی ظریف هستند.

رنگ چشم قهوه ای :

چشم  قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است  وهر چه تیره تر باشد مهر  و محبت  صاحبش بیشتر است  چشم قهوه ای ها بسیار خونسردند  و هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنند چنین به نظر می رسد که این افراد معنی عصبانیت را نمی شناسند  و از آِرامشی تمام نشدنی بهره مندند .

رنگ چشم خاکستری :

صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند یا از شخصیتی  آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسانهایی سرسخت و سنگین دل هستند

رنگ چشم عسلی :

با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند.این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند .چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند                                                             

 

+ نوشته شده توسط مشاور در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:25 |
کارل راجرز در اک پارک ایلینوپز یکی از حومه های شهر شیکاگو چشم به جهان گشود . پدر و مادرش دیدگاه های مذهبی به شدت بنیادگریانه داشتند که بنا به گفته ی راجرز او را در سراسر دوره ی کودکی ونوجوانی مانند گیره ای در چنگ خود گرفته بود او گفت که عقاید آنها و این محدودیت ها چیزی به او داد که علیه آن طغیان کند اگر چه بروز این طغیان به طول انجامید .او کودک منزوی و تنهایی بود که پیوسته کتاب می خواند. گرچه زندگی فکری اش متمرکز بود زندگی هیجانی اش آشفته بود او نوشت در این زمان به طور مشخص خیال پردازی های عجیب و غریبی داشتم که شاید یک متخصص آن را به عنوان افکار اسکیزو ئیدی طبقه بندی می کرد اما هیچوقت با روانشناس تماس نداشتم

هنگامی که ۲۲ سال داشت در یک کنفرانس دانشجویان مسیحی در چین شرکت می کرد سرانجام خود را از اعتقاد های بنیاد گرایانه ی والدینش آزاد ساختو یک فلسفه ی زندگی آزاد اندیش تری را برای خود پی ریزی کرد .او متقاعد شد که مردم باید زندگی شان را به وسیله ی تفسیری که خودشان از رویداغد ها به عمل می آورند هدایت کنند .نه اینکه به عقاید دیگران متکی باشند او همچنان معتقد شد که اشخاص می توانند هوشیارانه و فعالانه برای پیشرفت خود تلاش کنند راجرز درجه ی دکتری خود راغ در روانشناسی بالینی و تربیتی در سال ۱۹۳۱از دانشگاه تربیت معلم دانشگاه کلمبیا دریافت کرد . او ۹ سال بعد از آن در انجمن پیشگیری از کودک آزاری  خدمت کرد و به کار با کودکان ونوجوانان بزهکار و محروم پرداخت در سال ۱۹۴۰ حرفه ی دانشگاهی و علمی خود را آغاز کرد و در دانشگاه ایالتی اهایو و دانشگاه شیکاگو وو دانشگاه ویسصکانسین به تدریس پرداخت

دوستان عزیز همینطور که می دونید راجرز یه شخصیت مهم و تاثیر گذار در مشاوره  محسوب میشه به همین خاطر در نظر داریم که در رابطه با این شخصیت بزرگ بیشتر براتون بنویسیم .امروز به زندگی نامش کفایت می کنم اما دفعه ها بعد حتما از مبانی نظری راجرز و تحولی که در مشاوره به وجود آورد بیشتر براتون می نویسم

+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:47 |

اهالی میشیگان می دانستند که سوزی والمور بسیار عصبی است و علاوه بر این بسیار زود رنج است و این موضوع را به جان وال رایت که خواستگار سوزی بود گفته بودند اما جان که فقط ۲۸ سال داشت و تازه هم به عنوان معلم استخدام شده بود توجهی به این نصیحت ها نکرد و می پنداشت حساسیت سوزی انقدر ها هم که مردم می گویند  حاد نیست اما فقط یک هفته طول کشید که او هم پی به عمق ماجرا ببرد . هنگامی که سوزی به تلفن همراه او زنگ می زند و او به اشتباه کلید ریجکت را به جای کلید پاسخگویی فشار می دهد ........همین !بله به همین راحتی !!!!!!وقتی که او به خانه آمد دید از همسرش خبری نیست و به جایش یک نامه روی تخت بود که در آن نوشته بود تو آدم بسیار بی توجهی هستی که گوشی را به روی من قطع کردی معلوم نیست چه کار میکردی .ما به درد هم نمی خوریم به همین راحتی چند روز بعد سوزی از طریق وکیل خانوادگی شان از جان جدا شد و حتی نپذیرفت که با جان همکلام شود و دلیل او را هم بشنود.

+ نوشته شده توسط مشاور در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 13:46 |
نتایج مطالعات نشان می دهد انتخاب اسباب بازی های سنگین تر به بهبود تناسب اندام کودکان کمک

می کند . به گزارش رویترز هلث از نیویورک دکتر :جان سی اوزمون از دانشگاه ایالت ایندیانا و همکارانش

در مطالعه ی خود نوشتند :این مطالعه راه چاره ای برای روند کنونی کاهش سلامت کودکان فراهم می

کند  هر چند این کار اره حل مشکل چاقی کودکان نیست اما می تواند تاثیر مثبتی در این زمینه داشته

باشد .گزارش های مختلف نشانگر فواید فعالیت بدنی در تناسب اندام و بهبود فعالیت دستگاه های قلبی

عروقی و اسکلتی و ضربان قلب می باشد .

+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 12:40 |
+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 11:37 |
+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 11:33 |
سوال بسیاری از والدین این است که خوراکی های میان وعده های اصلی غذا برای کودکان مناسب

است یا خیر ؟در پاسخ به این سوال باید گفت که می توان از خوراکی های کم حجم مانند سیب و هویج

و اب میوه استفاده کرد تا علاوه بر اینکه موا طبیعی را به بدن کودک می رسانند موجب بی اشتهایی او

نیز نشوند . گاهی اوقات وقتی با فرزندتان بیرون می روید و او تقاضای یک شیرینی یا شکلات می کند

با او مخالفت نکنید زیرا گاهی اوقات این خوراکی بیشتر غذای روح کودک شما به حساب می آید البته

بهتر است اینگونه خوراکی ها بعد از ظهر یا عصر به کودک داده شود تا مانع خوردن غذای اصلی نشود

منبع :سایت همدردی

+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 11:29 |
زندگی شبیه یک پیانو می مونه که کلیدای سفید نماد شادی و کلیدا مشکی نماد

غمه تنها هنگامی پیانو نواخته میشه که هر دوتا کلید با هم زده بشن

+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 11:14 |
هر روز صبح که از همسرم و پسر زیبای کوچکم خداحافظی می کنم با خود می گویم

خداوندا آیا فرصت دوباره ای برای دیدنشان خواهم یافت ؟فکر می کنم شاید این 

اخرین باری باشد که می بینمشان . آری شاید هر لحظه ی زندگی آخرین لحظه

باشد شاید این طلوع خورشید آخرین طلوعی باشد که خواهیم دید . شاید امروز

آخرین فرصت خوب بودن و شاد زیستن و خندیدن باشد ما اگر عادت کنیم هر لحظه با

آخرین لحظه زندگی کنیم چه زندگی زیبا و پر باری را خواهیم داشت و هنگام رفتن

چه سبکبار و بی دغدغه خواهیم رفت .

+ نوشته شده توسط مشاور در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 14:8 |
گفتند :شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای

گفت :نه من هنوز کامل نیستم

گفتند :شکست یعنی اینکه تو یک آدم احمق بودی

گفت :نه شکست یعنی اینکه من به اندازه ی کافی جرات نداشته ام

گفتند کشکست یعنی اینکه تو دیگر به ان نمی رسی

گفت :نه !یعنی از راه دیگر به سوی هدفم حرکت کنم

گفتند :شکست یعنی تو زندگی ات را تلف کردی

گفت : نه شکست یعنی من بهانه برای شروع کردن دارم

گفتند  :شکست یعنی اینکه تو باید تسلیم شوی

گفت :نه شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم

 

+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 14:40 |
خندیدن مادران باعث می شود بیشتر آنها قابلیت مقابله با اگزما و آلرژی در

کودکانشان را افزایش دهد افراد مبتلا به برخی از انواع اگزما اغلب به دلیل

کم بودن میزان هورمون ملاتونین یا همان هورمون خواغب از اختلال در خواب

رنج می برند . بر این اساس محققان در بررسی تاثیرات درمانی خنده ی

مادران بر روی فرزندانشان دریافتند مادرانی که در این تحقیق فیلم «عصر

جدید » چارلی چاپلین را دیده بودند و از ته دل خندیدند میزان هورمون

ملاتونین در شیرشان بیشتر از مادرانی بود که برنامه های عادی را تماشا

کرده بودند و همچنین کودکان انها خواب بهتر و راحت تری داشته و واکنش

های الرژیک کمتری  نشان دادند .به همین دلیل به مادران شیر ده توصیه

می شود بیشتر بخندندو از این طریق سبب ایمنی فرزندانشان شوند

+ نوشته شده توسط مشاور در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت 14:26 |
کسی که با صبر آرام نمی شود  بی قراری تباهش خواهد ساخت

حضرت امام علی «ع»

+ نوشته شده توسط مشاور در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 و ساعت 9:42 |
روز دوشنبه مورخ ۱۳ اسفند ماه سال ۸۶ در دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی

دانشگاه علامه طباطبائی همایشی با عنوان بزرگداشت دکتر علی اکبر سیف استاد

برجسته ی روانشناسی تربیتی برگزار شد . در این همایش تنی چند از دوستان ما

حضور داشتند که گزارش آن در زیر  به اطلاع شما عزیزان می رسد :

در ابتدا اساتید برجستهای از جمله استاد رفیعی سخنانی در باره ی ویژگی های

شخصی ایشان و همچنین فعالیت هایشان ایراد کردند . از جمله ویژگی های بارز

جناب دکتر که به آن اشاره شد  :تلاش پشتکار -تواضع -فروتنی و همچنین سخت

گیری زیاد ایشان نسبت به دانشجویان بود .

دکتر سیف در بین سخنانشان اینطور بیان کردند که عالم بازیگر سینما نیست بلکه

عالم کسی است که با اثرش خودش را معرفی می کند و آن اثر است که مهم است

و نام نویسنده را جاودان می سازد . ایشان همچنین از سابقه ی تحصیل خود در

آمریکا سخن گفتند و اینکه چه تفاوتهایی از نظر امکانات آموزشی بین ایران و کشور

های ایالات متحده وجود داشته است ایشان کتاب روانشناسی پرورشی خود را 

معرفی کردند که به چهلمین چاپ خود رسیده و یکی از مهمترین منابع رجوع اساتید

ودانشجویان می باشد  .

در پایان این همایش از طرف دانشگاه های مختلف از جمله دانشگاه شهید بهشتی

تربیت مدرس و تربیت معلم از ایشان تقدیری به عمل امد

 

+ نوشته شده توسط مشاور در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 9:41 |